باربد،پرنس کوچولوی ماباربد،پرنس کوچولوی ما، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

پرنس کوچولوی من

هنرنمایی های جدید گل پسر

سلام قند عسلم اول از همه میخوام بگم که بالاخره بعداز 1 سال.9ماه.20 روز من وبابایی رو صداکردی .مامان و بابا میگفتی ولی صدامون نمیکردی ،ولی الآن هرکاری که داری میای و میگی مامان یا بابا ،نمیدونی چه حس قشنگیه وقتی صدامون میکنی .الهی فدات بشم مامان رو همچین میکشی  که دلم ضعف میره نمیگی مامانی قش کنه بمیره اینجوری خودتو واسم لوس میکنی وقتی باهم میریم خرید ،پسر مستقل مامان خودش میره هرچی که بخواد برمیداره و میذاره رو پیشخون مغازه تا مامانی بره و پولشو حساب کنه و از مغازه دار میخوای که اونو بهت بده تا بخوریش چند روز پیش با خاله لیلا (دختر خاله مامانی) رفتیم و از نوشت افزار یه سری وسایل خریدم آخه می...
6 تير 1392

جام جهانی 2014

سلام عسلم چندروز پیش ایران از کره 1 به 0 برد و به جام جهانی راه پیدا کرد ،کلی خوشحال شدیم .شب بابایی مارو برد بیرون ،خیابونا کلی شلوغ بود ،همه ی مردم ریخته بودن تو خیابون و این برد جشن گرفته بودن ،تو هم با کلی تعجب اوارو نگاه میکردی ،اینم عکساش به امید پیروزی تیم کشورمون ...
2 تير 1392

باربد بهانه گیر

سلام مامانی نمیدونم یه مدت چی شدی ؟کلی بهونه گیری میکنی و گریه ،خدا نکنه بابایی کار داشته باشه و نتونه تورو با خودش ببره .چندروز پیش بابایی باید میرفت شرکت کار داشت از وقتی که رفت تو گریه کردی تا وقتی که اومد ،حتی توی حیاط رفتنم راضی نبودی اشاره میکردی که بریم تو کوچه وقتی هم که میبردمت و بابایی رو نمیدیدی بازم  کلی گریه میکردی فدای اون اشکا یرم من تا اینکه بابایی اومد تورو بردیم پارک پسر منطقی ای هستی فردا صبحش که از خواب بیدار شدی و دیدی بابایی نیستش بازم خواستی شروع کنی گریه ولی من با پسر گلم صحبت کردم و برات توضیح دادم که بابایی باید بره سرکار و پول دربیاره تا ه...
29 خرداد 1392

خونه ی نو مبارک

سلام عشق مامانی کازرون که رفته بودیم مامان جون زهرا و خاله درنا واست یه خونه خوشکل خریده بودن،دستشون درد نکنه اینم عکساش دیگه وقت زن گرفتنته مامانی.هم ماشین داری و هم خونه     ببین با چادر بیچاره چه کردی؟ اینم خونه با کلیه لوازم جانبی دوستت دارم عشق مامانی ...
25 خرداد 1392

مسافرت با کلی عکس

سلام نفس مامان ما از سفر برگشتیم متاسفانه چون بابایی واسش کار پیش اومد نتونستیم بمونیم واسه عمل مامان جون مثل همیشه اول رفتیم کازرون خونه مامان جون زهرا(مامان مامانی) شب رسیدیم.اوناهم کلی خوشحال شدن آخه توروبعداز 2 ماه میدیدن.همش میگفتن چقدر بزرگ شده توهم کلی خودتو واسشون لوس میکردی.از اونجایی که تولد خاله درنا که 31 فروردین نبودیم کادوشو الآن بهش دادیم ،خاله درنا گفت چون قیافش مناسب نیست توعکس نیوفته اینجا هم مامان جون واست پیتزا خریده بود که کلی حال کردی برای دیدن بقیه عکسها تشریف بیارین ادامه مطلب فردا شبش هم شام رفتیم خونه عمو محمود(عموی مامان و بابا)که تو اونجا کلی با نگین بازی کردی ...
24 خرداد 1392

تولد رادان

سلام عزیز دلم   گل مامانی امروز تولد آقا رادان پسر عمه شماست. متاسفانه ما نیستیم که بهش کادو بدیم من از قبل عکسشو واسه شبکه هدهد فرستاده بودم. امروز ساعت 6 اونو توی برنامه تولدت مبارک نشون داد، توهم که عاشق رادان همینکه نشونش داد پشت سرهم میگفتی ادان-ادان-.... اینم عکسش توی سایت هدهد تولدت مبارک رادان جان انشالله همین سالم باشی و موفق در کنار بابا و مامان و داداش گلت ...
23 خرداد 1392