باربد،پرنس کوچولوی ماباربد،پرنس کوچولوی ما، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

پرنس کوچولوی من

اندر احوالات آقا باربد

سلام عشق مامان ایشالله که خوبی ،امروز اومدم که از احوالاتت تو این روزا بگم ،اول از همه بگم یه مدت لج کردی و وقتی دستشویی داری نمیگی و تو خودت جیش میکنی ،ما هم تصمیم گرفتیم باز یه مدت مامیت کنیم و بذاریم تا خودت ازمون بخوای که دیگه مامیت نکنیم،ولی مثل اینکه آقا باربد ما خیلی هم بدش نیومد از اینکه مامی میشه،آخه همینکه چند ساعت از مامی کردنش میگذره میای و میگی مامان باز ،منم مامیتو برات باز میکنم بعدم میری یه مامی نو میاری و میدی به من یا بابایی و خودت میخوابی رو زمین و باسن مبارک رو میدی بالا یعنی مامیت کنیم ،حتما هم باید بالشت زیر سر آقا باشه ،تازه گاهی اوقات دستمال مرطوب هم میاری و اول خودت پشتتو تمیز میکنی و بعد میخوای که ما...
13 مرداد 1392

بدون شرح

سلام عسل مامان  این روزا حسابی شیطون شدی و خرابکار ،البته با کلی کارای بامزه ،عکسها گویای همه چیز هستن اول از همه اینکه شدی آیفون تصویری ،همینکه صدای  در میاد یا یه صدا توی پارکینگ میاد صندلی رو کشون کشون میبری کناری پنجره و میری بالا و پنجره رو باز میکنی  و بیرونو تماشا میکنی ببینی چه خبر؟ برای دیدن بقیه عکسا تشریف بیارید ادامه مطلب   ببینید مهندس ما چقدر سرش شلوغه ،از دست تو لپ تاپ گذاشتیم روی اپن  ولی چه فایده  صندلی رو میبری کنار اپن و میری روش و تو لپ تاپ عکس میبینی آقا باربد در حال ساهون کشیدن ناخوناش واما اسباب ...
3 مرداد 1392

عکس

سلام مامانی امروز اومدم یه سری عکس جدید برات بذارم راستی یادتون نرفته به باربد ما رای بدید کد   رو به 2000 8080 200  پیامک کنید فدای خنده هات برای دیدی بقیه عکسا بیاید ادامه مطلب اینجا عسل خان داره پر،پوچ بازی میکنه اینم آکروبات باز مامانی (آقا رفته رو دوچرخش وایستاده) آقا باربد عاشق بستنی فدای تو باربدی با کلاه بچگیش(3 ماهگی) جدیدا دوست داری بابایی که میره روی مبل توهم میری میشینی و میگی پاهاشو بذاره رو پاهات (عاشق این کاری) دوستت دارم مامانی ...
26 تير 1392

اولین افطاری

سلام مامانی امروز اولین افطاری من در کنار قند عسلم بود ،اینکه میگم اولین چون سال اول که باردار بودم ،پارسال هم چون تو هنوز کوچولو بودی و شیر میخوردی  نتونستم ولی امسال چون شیر کمتر میخوری گفتم که دیگه روزه بگیرم یکم سخت بود ،ون هم روز اول بود و هم بعد از چند سال که نگرفته بودم. خلاصه بابایی هم که کار داشت و رفته بود بیرون بنابراین من و شما دوتایی باهم افطار کردیم ،عجب افطاری بود در کنار تو عشق مامان. خدایا اول از همه ازت سلامتی میخوام بعد موفقیت و خوشبختی  و از همه مهمتر موفقیت و خوشبختی گل پسرم ...
20 تير 1392

مسابقه نی نی وبلاگ

سلام عزیز مامانی نی نی وبلاگ توی جشنواره تابستانی یه مسابقه گذاشته بنام نی نی شکمو منم عکس پسر خوشکلمو فرستادم و بعداز 24 ساعت برام کد رو فرستادن(530) یعنی دوشنبه 17 تیر 1392،این اولین رقابت زندگی پسر گلمه ،اینم عکست بعداز اون شروع کردم به تبلیغات اول از همه به همه ی مخاطبین موبایلم اس دادم و خواستم که بهت رای بدن،بعدم تو وبلاگها و فیس بوک . خلاصه امروز عصر که رفتم تو سایت طبق شمارش اولیه آرا پسر گلم توی تقریبا 150 نفر شما نفر 24 بودید ،تا 18 مرداد هنوز وقت هست ،ایشالله که پسر من اول بشه ،اگه نشد هم مهم نیست همینکه فهمیدیم که چقدر تو فامیل طرفدار داری و همه دوستت دارن برامون کافیه .   د...
18 تير 1392

22ماهگیت مبارک

سلام عزیز دلم تولد 22 ماهگیت مبارک چقدر زود گذشت این 22 ماه،انگار همین دیروز بود که بدنیا اومدی ،چشم رو هم بذارم بزرگ شدی و واسه خودت مردی شدی پسر گلم .تو این مدت لحظه های خوب و شیرینی باهم داشتیم ،وقتی برای اولین باز  نشستی ،قدم برداشتی ،حرف زدی و .... مخصوصا وقتی برای اولین بار گفتی مامان ،بهترین اتفاق تو زندگیم اون لحظه بود .این روزا خیلی شیرین شدی اول از همه چندتا واژه جدید که میگی بازم فرهنگ لغاتت قاطی شد ،یه چند روزه بجای م میگی ب و بجای مامان هم میگی باوا(بابا ) باواحاچ ........ باباحاجی(بابابزرگ ) آاعت ........... ساعت ات ...............نکن اسی ....... مرسی آن...
17 تير 1392