آقا باربد دختر میشود
سلام عزیز مامانی.gif)
ما دیشب اومدیم
اونجا کلی با هستی و روژان بازی کردی
،نمیدونم اونجا چی دیدی
که وقتی اومدیم خونه همینکه رسیدیم رفتی سر میز آرایشی من
و لاک هامو ازم خواستی
بعدم خواستی که بزنم به ناخنات
،وقتی هم که برات لاک زدم گفتم که فوتشون کنی و شروع کردی به فوت کردن اونا
،لاک ها ورقی بود و زودی پاک میشد
و جالب اینکه یکیش که پاک میشد
دوباره لاک رو می آوردی و میگفتی که برات بزنم.gif)





اینم دست مادر و پسر

امروز صبح هم همینکه از خواب بیدار شدی
شروع کردی به فوت کردن لاکات
،و باز میخواستی که اونایی که پاک شده دوباره واست بزنم
و اینکارت تا ظهر ادامه داشت
تا اینکه از اونجا که من کار داشتم
رفتی پیش بابایی
و این کارو از اون خواستی
و از اونجا که بابایی خیلی رو این موضوع حساس
که تو کارای دخترونه
انجام بدی بهت گفت که ایییی(کثیف)
و تو هم لاک رو انداختی رو مبل و گفتی ایی
و دیگه بکل بیخیال اینکار شدی.gif)
دوستت دارم مامانی.gif)


آقا باربد دختر میشود 
